امیررضاامیررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 5 روز سن داره
امیر محمدامیر محمد، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره

امیررضاجون

امیررضاجون

سلام خاله جون ببخشید که دیر وبت رو آپ می کنم آخه خیلی کار ریخته رو سرم درسهای دانشگاه از یه طرف کارای پژوهشی هم از یه طرف دیگه دیگه فرصت نمیکنم به کارای دیگم برسم امروز برا اولین بار اومدی جشن با اینکه نی نی های بقیه هم بودن ولی تو شده بودی گل مجلس آخه همه میگن از همشون بامزه تر وخوشگلتر وخوردنی تر هستی تو هم که تا میتونستی با کارات دل همه رو میبردی اینم چندتا از عکسای جدیدته برات میزارم اینقدر سربه سرت گذاشته بودم که دیگه پکر شده بودی تازگی ها هم یاد گرفتی وقتی کسی زیاد سربه سرت میزاره واذیت میشی میگی ماما یه جا هم که بند نیستی ماشالاه هروقت میخوابونیمت جیغ میزنی وسرت رو بلند میکنی که منو بلند کنید بعدش هم شروع میکنی با دق...
2 فروردين 1391

کفشدوزک

  کفشدوزک کوچولو حسابی غصه داره چون که برای دوختن دیگه کفشی نداره سوزنشو گذاشته کنار گل تو باغچه کاشکی براش بیارن یه لنگه کفش کهنه نخهاشو قیچی کرده تا که باشه آماده وقتی کفشی نداره نخها چه سودی داره از اون دورا میادش انگار صدای خش خش داره میاد هزارپا با یه بخچه رو دوشش تو بخچه اش گذاشته هزار تا کفش پاره حالا دیگه کفشدوزک هیچ غصه ای نداره ...
15 دی 1390

پاشو پاشوکوچولو

پاشو پاشوکوچولو          ازپنجره نگاه کن  باچشمان قشنگت           به منظره نگاه کن  آن بالا بالاخورشید         تابیده بر آسمان  یک رشته کوه پایین تر   پایین ترش درختان  نگاه کن آن دورها          کبوتری می پرد  شاید برای بلبل             از گل خبر می برد  ...
15 دی 1390

زمستان

زمستونه زمستونه                   فصل تگرگ و بارونه هوا شده خیلی سرد                 روی زمین پر از برف چه خوبه کودکستان                 وقتی میشه زمستان کلاغ های سیاه رنگ                 بخاری های روشن وقتی بارون میباره      &nb...
11 دی 1390