امیررضا و سیزده بدر
سلام عزیزم بلاخره تعطیلات عید 92 هم تموم شد و خدایی امسال خیلی خوش گذشت سیزده بدر هم اومد و ما هم مثل همه مردم رفتیم این روز رو تو طبیعت و باغ تو هم همش در حال گشت و گذار و تفریح بودی بچه های عموی مامان جون هم اومده بودند عکسهای این روزت رو برات میذارم این جمله رو هم بهت تقدیم می کنم در مقابل تقدیر خداوند مثل یک کودک یک ساله باش وقتی او را به هوا می اندازی می خندد چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت علاقه وافری هم به وسایل آشپزخونه داری اگه بگیری تو دستت محال ممکنه یکی بتونه اونو ازت بگیره اینجا هم سطل رو برداشته بودی و همه جا باهات بود اخماتو باز کن اینجا هم می خوای دوربین رو بگیری آنالی...
نویسنده :
آبجی
10:35
سال نو مبارک
سلام امیررضا جان عیدت مبارک گلم و اما سال 92 به همراه تقویم امیررضا ...
نویسنده :
آبجی
11:31
و اینک امیررضا قهر میکند
کمک امیررضا برای اومدن بهار
داری باغچه رو آماده می کنی که واسه بهار و تابستون خوشگلش کنیم آفریییییییین قربون اون دستای خوشگلت برم بسه دیگه عزیزم دستت درد نکنه مرسیییی خسته نباشی ...
نویسنده :
آبجی
21:31
اینم عیدیت که بابا پیشاپیش واست خرید
خیلی هم خوشحالی و خوشت اومده از دوچرخه ات یا به قول خودت بم بمت عجب ژستی هم گرفتی ...
نویسنده :
آبجی
21:25
اینم عکسای شیطنتات
آخه جا قحطی بود رفتی پشت تلوزیون؟ بایدم بخندی صبر کن تازه این اولشه مامان از دست تو وسایل رو میزاره روی میز تو خودتم رفتی میزو فتح کردی داری دستورالعمل بخاری رو می خونی ببینی چطوری باید روشنش کنی چراغ قوه رو از کابینت برداشتی داری کشفش می کنی همچنان در حال کشف چراغ قوه بلاخره کشف کردی انداختی پشت میز تلوزیون نمی تونی درش بیاری ...
نویسنده :
آبجی
21:21










